امیر جعفری متولد 1353 در تهران میباشد و کارشناسی مدیریت از دانشگاه آزاد اسلامی دارد. همسر او ریما رامینفر نیز متولد سال 1349 در تهران است.
امیر جعفری به همراه همسرش از جمله هنرمندان ایرانی بود که با امضاء طوماری در مورخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۲، همراه با سایر اصلاحطلبان و اعتدالگرایان، ضمن قدردانی انصراف عارف به نفع روحانی، از نامزدی حسن روحانی در انتخابات حمایت علنی کرد.
اولین کار حرفهای امیر جعفری
امیر جعفری در سال 1377 اولین کار حرفهای خود را در تئاتر با نام «رقص کاغذ پارهها» به کارگردانی آقای یعقوبی انجام داد و به خاطر همان ایفای نقش، جایزه بهترین بازیگر تئاتر را در آن سال دریافت کرد. بازی او در مجموعه بدون شرح مهدی مظلومی، ۱۳۸۰ اولین حضور او در تلویزیون بود. زوج او و فتحعلی اویسی در دو مجموعه بدون شرح و کمربندها را ببندیم «مهدی مظلومی، ۱۳۸۳» با استقبال فراوان مخاطبین مواجه شد.
افتخارات تئاتری امیر جعفری:
بازیگری را زیر نظر حمید سمندریان آموخت. او تا به حال چندین بار برای بازی در نمایشهای زیر از جشنواره تئاتر فجر برنده جایزه شده است:
جایزه اول: رژیستورها نمی میرند – یک دقیقه سکوت
جایزه دوم: پاییز – همان همیشگی
جایزه سوم: رقص کاغذپاره ها
تقدیر: شب های آوینیون
اولین بازی سینمایی امیر جعفری:
بازی در سینما را در سال 1380 و با بازی در فیلم “نان و عشق و موتور 1000” آغاز کرد و با بازی در فیلم “قارچ سمی” ادامه داد.
مجموعههای تلویزیونی امیر جعفری :
- بدون شرح «مهدی مظلومی»
- کمربندها را ببندیم «مهدی مظلومی»
- من یک مستاجرم «پریسا بخت آور»
- برای آخرین بار «اکبر منصورفلاح»
فیلمشناسی امیر جعفری:
- تردست « محمدعلی سجادی » ۱۳۸۳
- مکس « سامان مقدم» ۱۳۸۲
- جنایت « محمدعلی سجادی» ۱۳۸۱
- قارچ سمی « رسول ملاقلیپور » ۱۳۸۰·
- نان، عشق، موتور هزار « ابوالحسن داودی » ۱۳۸۰
جوایز و افتخارات امیر جعفری:
- بازیگری سوم، جشنواره تئاتر فجر «رقص کاغذ پارهها» ۱۳۷۸
- جایزه اول مشترک، جشنواره تئاتر فجر «رژیستورها نمیمیرند» ۱۳۸۰
- جایزه اول، جشنواره تئاتر فجر «یک دقیقه سکوت» ۱۳۸۰
- بازیگری دوم، جشنواره تئاتر فجر «پاییز» ۱۳۸۱
- بهترین بازیگر طنز، سریال«بدون شرح» صدا و سیما؛ ۱۳۸۱
- بهترین بازیگر سریال«برای آخرین بار» جشنواره شبکه ۵؛ ۱۳۸۴
- بهترین بازیگر سریال«میوه ممنوعه» از دید تماشاگران خارج از کشور، شبکه جامجم؛ ۱۳۸۶
- بهترین بازیگر سریال«زیر هشت» از دید تماشاگران خارج از کشور، شبکه جامجم؛
آثار هنری او در تئاتر:
- رقص کاغذ پارهها ۱۳۷۸
- مده ۱۳۷۹
- آرتور و اوئی ۱۳۷۹
- دل سگ ۱۳۷۹
- کمدی شب سیزدهم ۱۳۷۹
- شبهای آوینیون ۱۳۷۹
- کمدی رژیسترها نمیمیرند۱۳۸۰
- یک دقیقه سکوت۱۳۸۰
- همان همیشگی ۱۳۸۱
- پاییز ۱۳۸۱
- مرگ دستفروش ۱۳۸۵
- شوایک ۱۳۸۵
- رویای نیمه شب پاییز ۱۳۸۷
- کابوسهای پیرمرد ۱۳۸۷
- درس «داریوش مهرجویی» ۱۳۸۹
حواشی
رابطه با بابک زنجانی:
بابک زنجانی از همکاری با امیر جعفری در مجموعه تحت عنوان یاسین فیلم نام برده و گفته است: «امیر جعفری به عنوان مشاور هنری با ما همکاری میکند و یکی از افرادی است که دربارهٔ فیلمنامهها نظر میدهد.» وی همچنین درباره همکاری خود با امیر جعفری نیز عنوان کرده است: امیر جعفری که هنرپیشه هستند، ابراهیم شیبانی را به من معرفی کرد. من و امیر همکلاس بودیم. چهار پنج سال در دوران دبستان در مدرسهای در ایران زمین شهرک غرب و در مدرسه راهنمایی ایثار کنار هم مینشستیم. هنوز هم به صورت خانوادگی دوست هستیم با همدیگر. البته هیچ رابطه کاری با امیر نداریم و ایشان هم هیچ نفع مالی در دوستی با من نبرده است.
مشخصات ریما رامینفر از زبان امیر جعفری:
هر چی بگم کم گفتم، مهربان، انساندوست و ازمعدود افرادی که هیچ وقت خنده از لبانش محو نمیشود.
مصاحبه با ريما رامينفر همسر امير جعفري:
ريما رامين فر متولد پنجم فروردين 1349 تهران است و يكي از چهرههاي دوست داشتني و شناخته شده براي علاقمندان سريالهاي تلويزيوني به شمار می رود. اين بازيگر در كنار همسر هنرمندش “امير جعفري” به ايفاي نقش در بسياري از سريالها و فيلمهاي تلويزيوني و سينمايي پرداخته و آنچه كه به وضوح ميتوان از سخنان این بازيگر احساس كرد عشق و علاقه اي است كه به زندگي مشترك و به خصوص پسرش آيين دارد.
طریقه آشنایی آنها و خصوصیات اخلاقی امیر از زبان همسرش:
ریما رامینفر: ما در تئاتر با یکدیگر آشنا شدیم، فکر میکنم سال 73 بود که در یک نمایش به عنوان دو جلاد با هم همکار شدیم و پیش از آن نیز یک سال در کلاسهای آقای سمندریان، همکلاس بودیم. در آن زمان، امیر خیلی مرا راهنمایی میکرد و در زمینه تئاتر راهنماییهای او موثر و سازنده بود. « امیر جعفری میگوید: البته راهنماییهای ریما بیشتر بود، او یک فرشته است که تنها دو بال کم دارد».حدود 11 سال با هم همکار بودیم و به طور کامل نسبت به هم شناخت داشتیم سرانجام این 11سال آشنایی بهازدواجختم شد.امیر، مهربان و خیلی خانوادهدوست است، اما خب کمطاقت و گاهی اوقات عصبی است که البته هر انسانی گاهی اوقات عصبی میشود.
به چه شهرهايي سفر كرده ايد و كداميك از شهرهاي ايران را بيشتر دوست داريد؟
بايد بگويم به همه شهرهاي ايران سفر كرده ام؛ اصفهان، كرمان،گيلان، تبريز و…به خاطر فيلم “يه حبه قند” به يزد رفتم و به نظرم آمد كه تا به حال آن همه مردم مهمان نواز را يك جا نديده بودم.
از سفرهای شمالیتان برایمان بگویید!
مردم شمال را خيلي دوست دارم و بايد بگويم كه تنوع غذايي مردم شمال كشور به مراتب بيشتر از ديگر نقاط كشور است. البته عاشق رستورانهاي گيلان هستم.
خاطرهاي كه از گفتن آن لذت مي بريد را تعريف كنيد.
بيشتر خاطرات من به دوران كودكيام با مادربزرگم بر ميگردد و يادم نميرود سفرهاي كه او ميچيد به خصوص در ماه مبارك رمضان بسيار زيبا و دوست داشتني بود و عبادت خالصانهاي كه در او ديدم در هيچ فرد ديگري پيدا نكردم و يكي از خاطرات من به همين دوران برميگردد.
ثبت ديدگاه